شنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۸
سیره اهل‌بیت(ع) پاسخگوی بخش مهمی از شبهات حوزه زن و خانواده است

حوزه/ استاد حوزه و دانشگاه با طرح چالش‌های فکری معاصر در حوزه زن و خانواده، تأکید کرد: سیره اهل‌بیت(علیهم‌السلام) ظرفیتی پاسخگو و مستند برای رفع بسیاری از شبهات امروز است و می‌تواند مبانی اصیل خانواده اسلامی را بازخوانی و بازسازی کند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، دکتر محمدرضا قائمی‌نیک در دوازدهمین پیش‌نشست علمی همایش بین‌المللی «مادران اهل‌بیت(علیهم‌السلام)» که با تمرکز بر تاریخ و سیره حضرت فاطمه ام‌فروه(سلام‌الله‌علیها) برگزار شد، با اشاره به مسئله خانواده و نقش مادری، به تبیین برخی از مهم‌ترین چالش‌های فکری معاصر در حوزه زن و خانواده پرداخت.

وی با بیان اینکه سیره اهل‌بیت(علیهم‌السلام) از پیچیدگی‌ها و ظرافت‌های عمیقی برخوردار است که متأسفانه در بسیاری از موارد مورد غفلت متفکران و نویسندگان معاصر قرار گرفته است، اظهار داشت: این سیره می‌تواند پاسخ‌گوی بخش قابل توجهی از شبهات امروز در حوزه زن و خانواده باشد و از همین نقطه می‌توان بحث را آغاز کرد.

گسترش ادبیات فمینیستی و تأثیر آن بر نهاد خانواده

قائمی‌نیک با اشاره به سابقه حدود نیم‌قرنی ادبیات فمینیستی در ایران و جهان اسلام گفت: این ادبیات به‌صورت روزافزون، هم در قالب متون علمی و دانشگاهی و هم در عرصه اقتضائات اجتماعی و فرهنگی، در حال گسترش است. هم‌زمان با ترجمه آثار فمینیستی و ظهور جریان‌هایی با عنوان «فمینیسم مسلمان»، پیامدهای اجتماعی آن نیز در قالب تزلزل بنیان خانواده و بازتعریف نقش زنان، متأثر از الگوهای غربی، آشکار شده است.

وی افزود: این روند تنها محدود به ایران نیست و نمونه‌های مشابه آن در برخی کشورهای اسلامی نظیر ترکیه، قطر، امارات و حتی عربستان سعودی نیز مشاهده می‌شود؛ جایی که میان تولید ادبیات فمینیستی و حمایت نظری از تحولات اجتماعی جدید، پیوندی معنادار شکل گرفته است.

این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به یکی از پرتکرارترین محورهای این ادبیات تصریح کرد: «نگاه زنانه» در برابر «نگاه مردانه» یکی از مفاهیم محوری فمینیسم است؛ نگاهی که نه‌تنها در موضوعاتی چون اشتغال، سیاست و خانواده، بلکه حتی در حوزه‌های الهیاتی و کلامی، از جمله «نگاه زنانه به خدا»، مورد بحث قرار گرفته و منجر به شکل‌گیری ادبیاتی با عنوان «الهیات فمینیستی» شده است.

دوگانه‌انگاری زن و مرد؛ مبنای نظری فمینیسم

قائمی‌نیک با تبیین مبانی فکری این رویکرد اظهار داشت: ادبیات فمینیستی بر این فرض استوار است که زن و مرد دو جنس کاملاً جداگانه با دو نوع زندگی متفاوت هستند و به‌تبع آن، دو نوع تفکر متضاد و غیرقابل جمع دارند. این نگاه دوگانه‌انگارانه که محصول چند قرن تحولات فکری در غرب است، تقریباً تمامی حوزه‌های زندگی انسان را تحت تأثیر قرار داده است.

وی ادامه داد: بر اساس این نگرش، جهان زنانه و جهان مردانه در نوعی تقابل دائمی با یکدیگر قرار دارند و برای ایجاد ارتباط میان این دو، راهکارهایی همچون قراردادهای اقتصادی، ازدواج‌های قراردادی و حتی رقابت‌های قدرت‌محور پیشنهاد می‌شود؛ رویکردی که در آن، خانواده به‌جای یک پیوند وجودی، به نهادی شبیه بنگاه معاملاتی یا بازار رقابت تبدیل می‌شود.

این پژوهشگر حوزه زن و خانواده با تأکید بر اینکه مسئله فمینیسم فراتر از احقاق حقوق طبیعی زنان است، خاطرنشان کرد: ظلم در تاریخ تنها مختص زنان نبوده و احقاق حق مظلوم از ظالم، امری انسانی و دینی است؛ اما فمینیسم به دنبال تثبیت دو جهان غیرقابل جمع زن و مرد است و مسئله اصلی آن، نه عدالت، بلکه تعریف سازوکارهایی برای همزیستی دو موجود رقیب تلقی‌شده است.

وی با اشاره به برخی آثار اندیشمندان اسلامی افزود: در برخی آثار فارسی، از جمله کتاب «زن در آینه جلال و جمال» اثر آیت‌الله جوادی آملی، به‌درستی به مبنای این دوگانه‌انگاری پرداخته شده و تلاش شده است تا تفاوت‌های زن و مرد در چارچوبی توحیدی و قابل جمع تبیین شود.

خانواده به‌مثابه هویتی مستقل در اندیشه اسلامی

قائمی‌نیک با ارجاع به تفسیر «المیزان» علامه طباطبایی(ره) ذیل آیه ۲۰۰ سوره آل‌عمران، گفت: از منظر قرآن و اندیشه اسلامی، انسان برای رفع نیازهای اساسی خود، به‌ویژه در قالب خانواده، نیازمند ارتباط با دیگران است؛ نیازی که به‌هیچ‌وجه به‌صورت فردی قابل تحقق نیست.

این استاد حوزه و دانشگاه توضیح داد: در پیوند زن و مرد، صرفاً با دو فرد مواجه نیستیم، بلکه «خانواده» به‌عنوان یک حقیقت سوم و هویتی مستقل شکل می‌گیرد؛ هویتی که فراتر از نقش‌های فردی زن و مرد است و احکام، کارکردها و مسئولیت‌های خاص خود را دارد.

وی با اشاره به تحلیل‌های شهید مطهری در باب مفاهیمی چون «امت» اظهار داشت: همان‌گونه که در قرآن، امت‌ها دارای حیات، اجل و سرنوشت مستقل معرفی شده‌اند، خانواده نیز به‌عنوان یک واحد اجتماعی، حقیقتی فراتر از مجموع افراد خود دارد و در دنیا و آخرت، موضوع حساب و معنا قرار می‌گیرد.

وی افزود: روایات متعددی نشان می‌دهد که انسان‌ها در روز حشر، نه‌تنها با پرونده اعمال فردی، بلکه با هویت جمعی و امتی که به آن تعلق داشته‌اند محشور می‌شوند؛ امری که نشان‌دهنده اهمیت پیوندهای وجودی، از جمله پیوند خانوادگی، در منظومه معارف اسلامی است.

قائمی‌نیک تأکید کرد: همان‌گونه که محیط‌هایی چون کلاس درس، دانشگاه و حوزه علمیه دارای احکام و قواعدی مستقل برای حفظ سلامت اخلاقی هستند، خانواده نیز به‌عنوان یک هویت مستقل، نیازمند فهم صحیح و پاسداشت ساختار الهی خود است؛ ساختاری که در سیره اهل‌بیت(علیهم‌السلام) به‌روشنی ترسیم شده و می‌تواند راهنمای جامعه معاصر در مواجهه با چالش‌های حوزه زن و خانواده باشد.

قائمی‌نیک، در ادامه سخنان خود با طرح نمونه‌هایی در حوزه مطالعات خانواده، تأکید کرد: پیوند ازدواج میان زن و مرد در نگاه اسلامی، «واقعیتی مستقل و دارای احکام» است؛ در حالی‌که اندیشمندان غربی این پیوند را عمدتاً قراردادی و تابع روابط اقتصادی و ساختارهای بنگاهی می‌دانند.

وی گفت: در سنت اسلامی، خانواده نهادی است که خداوند برای آن احکام مشخصی را مقرر کرده و این نکته ضلع سوم رابطه زن و مرد در ازدواج را شکل می‌دهد. از همین‌رو، مطالعه زندگی مادران اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌تواند الگوی روشنی برای فهم جایگاه خانواده در اسلام ارائه دهد.

نفی نژادمحوری و طبقاتی‌بودن ساخت خانواده در سیره مادران اهل‌بیت(علیهم‌السلام)

قائمی‌نیک با طرح پرسش «آیا نژاد در تشکیل خانواده اصالت دارد؟» بیان کرد: زندگی مادران اهل‌بیت(علیهم‌السلام) نشان می‌دهد پاسخ به این پرسش منفی است و یکی از شبهات رایج در مطالعات شرق‌شناسانه غرب این است که امامت و ولایت را امری موروثی و سلطنتی معرفی می‌کنند و بر این اساس مدعی‌اند جامعه شیعه مردم‌سالاری را درک نمی‌کند. اما بررسی واقعیت‌های تاریخی نشان می‌دهد مادران اهل‌بیت(علیهم‌السلام) نه‌تنها از نژاد عرب نبودند، بلکه از بیرون خاندان اهل‌بیت(علیهم‌السلام) نیز به این نهاد وارد شدند و حتی در مواردی نسبتی با ساختارهای نژادی یا طبقاتی عرب و قبایل حجاز نداشتند. این واقعیت، خود مهم‌ترین پاسخ به شبهه سلطنتی‌بودن امامت است.

استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: یکی دیگر از چالش‌های امروز جامعه، طبقاتی‌شدن ازدواج‌هاست؛ به‌گونه‌ای که برخی خانواده‌ها به دلیل تفاوت‌های اقتصادی یا منزلتی از پیوند با یکدیگر پرهیز می‌کنند. اما سیره اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و ازدواج‌های ایشان نشان می‌دهد که خانواده در نگاه دینی محصول تضاد طبقاتی نیست، بنابراین، ازدواج در نگاه اسلامی تابع شاخص‌های طبقاتی، اقتصادی یا اجتماعی نیست و الگوی دیگری را دنبال می‌کند.

وی افزود: یکی دیگر از شبهاتی که در مطالعات غربی رواج یافته، این است که نهاد خانواده را یک رابطه اقتصادی یا سیاسی می‌دانند؛ حال آنکه زندگی اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و مادران ایشان این تلقی را کاملاً نقض می‌کند و الگویی متفاوت در برابر ما قرار می‌دهد.

به گفته وی، این شبهات طی دو دهه گذشته در کشور از طریق رشته‌های دانشگاهی مطالعات خانواده و ترجمه آثار غربی گسترش یافته و حتی بر نهادهای حقوقی اثر گذاشته است. در حالی‌که با رجوع به الگوی خانواده در زندگی مادران اهل‌بیت(علیهم‌السلام) می‌توان مبانی اسلامی خانواده را احیا و در برابر این شبهات پاسخ ارائه کرد.

زوجیت، نقش‌آفرینی اجتماعی و بازتعریف نسبت خانواده با جامعه

قائمی‌نیک در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ایده «زوجیت» که توسط رهبر شهید انقلاب مطرح شده است، توضیح داد: رابطه زن و مرد در نگاه اسلامی، رابطه‌ای تضادآمیز و هگلی ـ مارکسیستی نیست.

وی با بیان اینکه نظریه‌های فمینیستی از دل بحران خانواده در تمدن غرب پدید آمدند، افزود: بسیاری از شبهاتی که امروز در حوزه زن و خانواده مطرح می‌شود ریشه در ادبیاتی دارد که چند قرن است در غرب تولید شده و اکنون در جامعه ما نیز رسوخ کرده است. از همین‌رو، می‌توان با الهام از نظریه زوجیت به بازخوانی زندگی مادران اهل‌بیت علیهم‌السلام پرداخت و الگوی صحیح رابطه زن و مرد را استخراج کرد.

وی در ادامه به مسئله نقش اجتماعی زنان اشاره کرد و گفت: یکی از خطاهای رایج در افکار عمومی این است که خانه و خانواده را بیرون از حوزه فعالیت اجتماعی تصور می‌کند؛ در حالی‌که به‌گفته علامه طباطبایی، زندگی اجتماعی از خانواده آغاز می‌شود و خانواده نخستین بستر شکل‌گیری حیات اجتماعی انسان است. بنابراین، بدون حضور زن در خانواده، حیات اجتماعی اساساً تحقق نمی‌یابد.

این استاد حوزه و دانشگاه تأکید کرد: حتی اگر یک زن در خانه باشد اما وکالت امام را بر عهده گیرد یا نقش‌های اجتماعی مؤثر داشته باشد، این نیز فعالیت اجتماعی محسوب می‌شود. همان‌گونه که تربیت فرزند اجتماعی، خود مهم‌ترین کنش اجتماعی در ساخت آینده جامعه است.

قائمی‌نیک افزود: بخش قابل توجهی از سوءفهم‌ها در مورد نسبت خانواده و جامعه ناشی از تأثیرپذیری از ادبیات غربی است. در غرب به دلیل فقدان احکام الهی برای خانواده، قواعد اجتماعی و سیاسی بیرون از آن شکل گرفت و همین امر باعث شد زنان برای دستیابی به حقوق خود به عرصه بازار، سیاست و خیابان روی آورند. اما در نگاه اسلامی، خانواده نخستین هسته جامعه و دارای قواعد و احکام است؛ از این‌رو، زندگی اجتماعی در متن خانواده آغاز می‌شود نه بیرون آن.

این پژوهشگر خانواده با اشاره به نگاه رهبر شهید انقلاب درباره «انسان ۲۵۰ ساله»، اظهار کرد: همان‌گونه که حیات اهل‌بیت(علیهم‌السلام) یک حرکت پیوسته سیاسی و فرهنگی در طول بیش از دو قرن و نیم است، می‌توان مادران اهل‌بیت را نیز به‌مثابه «خانواده‌ای ۲۵۰ ساله» مطالعه کرد؛ خانواده‌ای که الگوی مستمری از تشکیل، استحکام و نقش‌آفرینی خانوادگی را در طول تاریخ ارائه می‌دهد. این مطالعه می‌تواند معیارهای صحیح خانواده از منظر اسلام را مشخص کند؛ از جمله اینکه نژاد، جغرافیا، جنسیت و طبقه معیار اصالت نیست.

وی تأکید کرد: امروز جامعه ما در حوزه زنان و خانواده با نقصان‌های جدی پژوهشی مواجه است و مراجعه به این الگوها می‌تواند بخش مهمی از شبهات را برطرف سازد.

قائمی‌نیک در پایان ابراز امیدواری کرد که با توجه به عنوان همایش «شیوه شخصیت و الگوبخشی در جهان معاصر»، این مباحث بتواند به تقویت مطالعات اسلامی خانواده کمک کند.

گفتنی است؛ این نشست با همکاری مشترک مؤسسه قرآنی تدبر در قرآن و سیره و دفتر خواهران حوزه علمیه خراسان، در محل مدرسه علمیه پیروان حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها برگزار شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha